هادی در آرایشگاه
هادی منتظر ...با موهای پریشان و شولیده


عزیزم با دیدن قیچی و پیش بند گریه کردی



هادی بعد از اصلاح مو


هادی بعد از حموم شاد و شنگول


پسر عزیزم الان 15 ماهه شدی... قبلا وقتی خواب بودی چند بار تو خونه
موهاتو خودم کوتاه کرده بودم ولی این بار بردیمت آرایشگاه میدونستم
می ترسی و گریه میکنی خیلی بی تابی کردی ، دلم کباب شد،
دیگه آخراش نمی تونستم گریه هاتو تحمل کنم به آقای آرایشگر
گفتم تمومش کنه اونم بیچاره نصفه و نیمه تمومش کرد .
مبارکت باشه ...انشااله دامادیت عزیز دلم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی




هادی در آرایشگاه 
